تک بیتی های ناب
من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم ×××××من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم 

پشت هر لبخندت اخمی تلخ پنهان گشته است

غالبا خفته ست در هر صلح جنگ دیگری


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 9:54 ] [ احسان ]

"دوستت دارم " ندارد جز سکوتت پاسخی

باز من را مات این حاضر جوابی می کنی!!!

 


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 16:13 ] [ احسان ]

بی تو من بیگانه ام با شعر و وزن و قافیه

رونویسی کردن از چشمان تو یعنی غزل

 


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 16:4 ] [ احسان ]

مو پریشان کردی و اشکم روان شد پای تو

معنی این جمله تجری تحتها الا انهار شد ...


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ یکشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 14:11 ] [ احسان ]

وعده های سر خرمن همه ارزانی شیخ

با تو هر لحظه دلم میل جهنم دارد


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ یکشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 13:39 ] [ احسان ]

 در قلب بی حرارت تو جای عشق نیست

 چکش زدن به آهن سرد احمقانه است!!!!


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 16:1 ] [ احسان ]

صبح ها تابیدن خورشید با فرمان توست

بستگی دارد بخواهی یا نخواهی خواب را


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 15:52 ] [ احسان ]

آدمی دیوانه چون من یار می خواهد چه کار؟!

این سر بی عقل من دستار می خواهد چه کار؟!

شعر خود را از تمام شهر پنهان کرده ام

یوسف بی مشتری بازار میخواهد چه کار؟!

هرکسی در خود فرو رفته ست دستش را نگیر!

کشتی مغروق سکاندار میخواهد چه کار؟!

نقشه هایم یک به یک از دیگری ناکام تر!

این شکست مستمر آمار میخواهد چه کار؟!

در زمان جنگ؛ دشمن زود اشغالش کند -

شهر مرزی جاده ی هموار می خواهد چه کار ؟!

کاش عمر آدمی با مرگ پایان میگرفت

مردن تدریجی ام تکرار می خواهد چه کار؟

بعداز این لطفی ندارد حکمرانی بر دلم!

شهر ویران گشته فرماندار می خواهد چه کار ؟!

 


برچسب‌ها: شعر ناب
[ شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 15:44 ] [ احسان ]

گرچه شاعر نیستم اما سلام ساده ات

یاد من می آورد تک بیت های ناب را


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 12:11 ] [ احسان ]

آنقَـدَر بدبختی ام در دوری از تـو کامل است

می روم مهمــان ِاحسان ِ علیخانی شوم ..


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ پنجشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 11:21 ] [ احسان ]

باشی خطرناکی، نباشی بی تو می میرم

مثل تنفس در هوای شهر اهوازی

 


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 17:1 ] [ احسان ]

" مردم " چشم تو حرف از مهربانی می زند

تا نباشد چیزکی " مردم " نگویند چیزها


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 9:10 ] [ احسان ]

از صد آدم یک نفر انسان خوبی می شود !

آخرش دوران ما دوران خوبی می شود !

میشود خودکامه کم کم مهربان و دست کم –

شهر ما هم صاحب زندان خوبی می شود !

گر در آمد اشک من از رفتنت دلخور نشو !

دست کم در شهرتان باران خوبی می شود !

چارراهِ  بی چراغ ِ قرمز ِ چشمان تو

-با کمی چرخش در آن-  میدان خوبی می شود !

طول و عرض کوچه تان را بارها سنجیده است

کفش من دارد ریاضیدان خوبی می شود !!!

آخرش روزی پشیمان می شوی از رفتنت

شعر من هم صاحب پایان خوبی می شود !


برچسب‌ها: شعر ناب
[ سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 8:56 ] [ احسان ]

شعر خواندم که تو را از سر خود اندازم

تو خودت شعر شدی در سر من افتادی

 


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 8:39 ] [ احسان ]

تو یکی از پستام یه مطلبی گذاشته بودم با این عنوان که 0=1-2 که  یکی از خواننده های خوش ذوق به اسم رسول مختاری پور این تک بیتی زیبا را بر این اساس سروده.

 

در کلاس عاشقی این مسئله اثبات شد

حاصل تفریق یک از دو بجز یک صفر نیست...


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 8:15 ] [ احسان ]

گفتی که راز عشق مرا با کسی مگو

رازی که کل شهر بدانند، راز نیست


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 13:10 ] [ احسان ]

دوره سعدی و حافظ صحبت از زلف تو بود

نوبت دوران من شد، روسری سر کرده ای ؟


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 13:8 ] [ احسان ]

پیش من قول بده روسریت وا نشود

که من از شدت ایمان خودم شک دارم


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 9:46 ] [ احسان ]

ماه من دوری نکن قدری بیا نزدیکتر


روزه را باطل نخواهد کرد بوس از گونه ات


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 8:11 ] [ احسان ]

از لبت آتش بريزد از رخت هم شيطنت


آمدي تا روزه ام را كله گنجشكي كني؟


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 8:10 ] [ احسان ]

تو را بی روسری دیدم ، عجب طوفان دلچسبی


تشکر باد تابستان ، تشکر از وزیدن ها


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 8:9 ] [ احسان ]

چال روی گونه ات آخر مرا دق می دهد


خواهشا دولت تمام چاله ها راپرکند


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 8:8 ] [ احسان ]

  دوای درد مرا هیچ کس نمی داند

 فقط بگو به طبیبان ، دعا کنند مرا


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ ] [ 8:27 ] [ احسان ]

تمام زندگیم صرف شعر  گفتن شد

از آن زمان که شنیدم  تو  شعر میخوانی


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ ] [ 8:20 ] [ احسان ]

رفتم به او بگویم " من عاشقت شدم " را

لرزیدم از نگاهش ، گفتم عجب هوایی ..!


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ ] [ 8:10 ] [ احسان ]

خسته ام مثل جواني که پس از سربازي 
بشنود يک نفر از نامزدش دل برده

مثل يک افسر تحقيق شرافتمندي
که به پرونده ي جرم دخترش برخورده

خسته ام مثل پسر بچه که درجاي شلوغ 
بين دعواي پدر مادر خود گم شده است

خسته مثل زن راضي شده به مهر طلاق 
که پس از بخت بدش سوژه ي مردم شده است

خسته مثل پدري که پسر معتادش
غرق در درد خماري شده فرياد زده

مثل يک پيرزني که شده سربار عروس
پسرش پيش زنش بر سر او داد زده

خسته ام مثل زني حامله که ماه نهم
دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است

خسته ام  مثل مردي که قسم خورده خيانت نکند
زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است

خسته مثل پدري گوشه ي آسايشگاه
که کسي غير پرستار سراغش نرود

خسته ام بيشتر از پير زني تنها که 
عيد باشد نوه اش سمت اتاقش نرود

خسته ام کاش کسي حال مرا مي فهميد
غير از اين بغض که در راه گلو سد شده است

 شده ام مثل مريضي که پس از قطع اميد
در پي معجزه اي. راهي مشهد شده است...

[ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 12:11 ] [ احسان ]

اخمی ز نو آغاز کرد این گونه احسان می کند

زخم دلم را باز کرد این گونه احسان می کند

در این دیار بی کسی دنیای من بودست او

دنیای من پروازکرد این گونه احسان می کند

من شادمانی و خوشی از بهر او کردم طلب

او غم طنین انداز کرد این گونه احسان می کند

با رنج او رنجیده ام با ساز او رقصیده ام

آهنگ دیگر ساز کرد این گونه احسان می کند

من در تمنای گلی زآن باغ سبز چشم او

خود را به خواب ناز کرد این گونه احسان می کند

خواندم برای قلب او دنیایی از شعر و جنون

صد حرف من یک غاز کرد این گونه احسان می کند

بیچاره این مرغ دلم بال و پرش را بسته بود

بند از دوبالم باز کرد این گونه احسان می کند

 

[ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 8:26 ] [ احسان ]

گفتم "سلام"، خواند که "من عاشق تواَم"

قربانِ هر چه آدمِ تحصیل کرده است ...

[ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 7:45 ] [ احسان ]

زاهد ز راه شرع کند منع ما ز دوست!

شرعی که ره به دوست ندارد ضلالت است..

 

[ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 22:25 ] [ احسان ]

آمدی، قصه ببافی که موجّه بروی . .

در نزن! رفته ام از خویش، کسی منزل نیست . 

[ جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 17:16 ] [ احسان ]
درباره وبلاگ

من دلم مي خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام، گل بگو گل بشنو، هر كسی مي خواهد وارد خانه پرعشق و صفايم گردد يك سبد بوی گل سرخ به من هديه دهد. شرط وارد شدنش، شست و شوی دلهاست، شرط آن داشتن يك دل بی رنگ و رياست.
بر درش برگ گلـي مي كوبم ، روي آن با قلم سبز بهار مي نويسم (ای يار خانه ی ما اينجاست) ، تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست؟
امکانات وب