تک بیتی های ناب
من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم ×××××من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم 

زیبا تر از آنی که رهایت کنم ،اما

دیر آمده ای، دوره ی پرهیز رسیده


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 16:34 ] [ احسان ]

ادبِ عشق تقاضا نکند بوس و کنار

دو نگه چون به هم افتاد همان آغوش است


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 8:15 ] [ احسان ]

سیلِ دریا دیده هرگز بر نمی گردد به جوی

نیست ممکن هر که مجنون شد دگر عاقل شود


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 8:13 ] [ احسان ]

خون ما را می کند از دل به دیده منتقل

غصّۀ تو سازمان انتقال خون شده ست


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 16:59 ] [ احسان ]

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد

مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 11:18 ] [ احسان ]

در من نویدِ جنگِ غــم انگیزِ دیگریست 

در چشم هام جراتِ چنگیز دیگریست 

جنگِ میان ما دو نفر کشته می دهد 

وقتی کـه دستهات گلاویز دیگریست 

فهمیده ام که داغِ جنوب از وجود توست 

اهواز بـــی حضـور ِ تــــو، تبریزِ دیگریست 

با نخل های شهر شما شرط بسته ام 

پشت خزان طی شده پاییز دیگریست 

در دادگاه...کافـــه...تفــاوت نمی کند 

وقتی خدای قصّه سرِ میزِ دیگریست


برچسب‌ها: شعر ناب
[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 13:8 ] [ احسان ]

گفت دکتر من و تو مشکلمان کم خونیست

خونِ دل میخورم ای کاش که تاثیر کند!!!


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 12:57 ] [ احسان ]

صائب دو چیز می شکند قدر شعر را

تحسین ناشناس و سکوت سخن شناس 


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 22:26 ] [ احسان ]

خسته از شعرهای فرسوده ٬خسته از سگ‌ دوهای بیهوده

به گناه نکرده آلوده ٬ مثل این روزهای اهوازم


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 14:9 ] [ احسان ]

روز عشق و من بی یار بلاتکلیفم

غزلی را که نوشتم به که تقدیم کنم؟؟


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:37 ] [ احسان ]

امروز جمعه نیست ولی با نبودنت

مانند عصر جمعه ی تهران دلم گرفت


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 8:17 ] [ احسان ]

گاهی اوقات صلاح است که تنها بشوی ، 
چون مقدر شده تکخال ورقها بشوی. 
گاهی اوقات قرار است که در پیله درد ، 
نم نمک شاپرکی خوشگل و زیبا بشوی. 
گاهی انگار ضروریست بگندی درخود ، 
تا مبدل به شرابی خوش و گیرا بشوی. 
گاهی از حمله یک گربه قفس میشکند ، 
تا تو پرواز کنی راهی صحرا بشوی. 
گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیست ، 
باعث مرگ گل سرخ مبادا بشوی ! 
گاهی از چاه قرار است به زندان بروی ، 
آخر قصه هم آغوش زلیخا بشوی...


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 8:13 ] [ احسان ]

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم 
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم 

گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در 
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم 

گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا 
گفتم که با نوش لبم، آنرا گوارا می کنم 

گفتا چه می بینی بگو، در چشم چون آیینه ام 
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم 

گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند 
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم 

گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم 
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم 

گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو 
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم 


برچسب‌ها: شعر ناب
[ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:19 ] [ احسان ]

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم

رو به روی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگرچه هیچ نذری عهده دار وصل نیست

یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی

شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود:

من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟

ساده از (من بی تو می میرم) گذشتی خوب من

من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم

لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید

تا دو ساعت بعد مرگم همچنان جان داشتم...

 


برچسب‌ها: شعر ناب
[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 13:14 ] [ احسان ]

ای وای اگـــر از سـر تو شــال بـیـفتـد
در روح مـسـلـمـانی ام اشـکـال بـیـفتد

جادوگری و گوشه ی لبهای تو خالی ست،
یک لحظه اگر چشم به آن خال بیفتد...!

لبخند تو یک آلت قتــّـاله ی محض است
کافـیـست که بر گونه ی تو چـال بیفتد

چشمان تو فنجان پر از قهوه ی داغ است
تـصـویر مـن ای کـاش که در فـال بیفتد

من حل شده ام در تو و من بی تو کسی نیست
هر چـیـز اگر داخل حـــلال بیفتد؛ ...

بایـد بـرسد میـوه و شیرین بشود، بعد!
حیف است اگر مـیـوه ی دل کال بیفتد . . .

[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 12:58 ] [ احسان ]

میرسی و انقدر شادم که انگاری ز دور 

سرنشین قایقی سوراخ،  ساحل دیده است....

 


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 12:31 ] [ احسان ]

من با تو هیچ وقت به مسجد نمی روم

آنجا همیشه مرد و زن از هم جدا شدند....


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:24 ] [ احسان ]

پروانه از شراره ی آتش به هیچ وجه
پروا  نکرده است که پروانه می شود


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ ] [ 14:48 ] [ احسان ]

قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم 

تا در اين قصــــه پر حادثــه حاضــــر باشم

حکم پيشانی ام اين بود که تو گم شوی و

من بــه دنبال تو يک عمر مسافــــر باشـــم

تو پری باشـــی و تا آن سوی دريا بروی

من به سودای تو يک مرغ مهاجر باشم

قسمت اين بود، چرا از تو شکايت بکنم؟

يا در اين قصـــه بــــه دنبال مقصر باشم؟

شايد اين گونه خدا خواست مرا زجر دهد

تا برازنده اســــم خوش شاعـــر باشـــــم

شايد ابليس تو را شيطنت آموخت که من

در پس پرده ايمان بــــه تــــو کافـــر باشـم

دردم اين است که بايد پس از اين قسمت ها

سال هــــا منتــظـر قسمت آخـــــر باشــــــم

 


برچسب‌ها: شعر ناب
[ پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ ] [ 8:15 ] [ احسان ]

اگر از جانب معشوقه نباشد کششی

کوششِ عاشق  بیچاره به جایی نرسد

 


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ ] [ 19:24 ] [ احسان ]

يلداى آدم ها هميشه اول دى نيست
هرکس شبى بى يار بنشيند شبش يلداست


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ ] [ 20:40 ] [ احسان ]

سعدیا گفتی که مهرش می رود از دل، ولی

مهر رفت و ماهِ آبان نیز آرامم نکرد....

 


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۳ ] [ 19:0 ] [ احسان ]

با من سخنت نیست ولی بهر تسلی

گویم به دل خود ز زبان تو سخن‌ها


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۳ ] [ 15:39 ] [ احسان ]

صدبار قلم تیز شد و خاطره نگذاشت

یک جمله شکایت به نگارم ، بنگارم 

[ دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۳ ] [ 13:20 ] [ احسان ]

گر محتسب شکست خم میفروش را

دست دعای باده پرستان شکسته نیست

 


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۳ ] [ 21:31 ] [ احسان ]

شعبه ای از صادرات قند کشوربا من است
از لبانت می نویسم شعر و صادر می کنم


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ جمعه هفتم آذر ۱۳۹۳ ] [ 9:45 ] [ احسان ]

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت

در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت

سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت

در بین غزل نام تو را داد زدم ، داد
آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت

بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت !؟

من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم
من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت

با شانه شبی راهی زلفت شدم اما ...
من گم شدم و شانه پی کشف طلا رفت

در محفل شعر آمدم و رفتم و ... گفتند
ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت !؟

می خواست بکوشد به فراموشی ات این شعر
سوزاندمش آنگونه که دودش به هوا رفت ...!!!


برچسب‌ها: شعر ناب
[ یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳ ] [ 12:7 ] [ احسان ]

        صدنامه فرستادم ؛صد راه نشان دادم

   یا نامه نمی خوانی یا راه نمی دانی


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ جمعه سی ام آبان ۱۳۹۳ ] [ 20:6 ] [ احسان ]

گفتی : ز ناز ، بیش مرنجان مرا، برو

آن گفتنت که : بیش مرنجانم آرزوست 


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ ] [ 19:50 ] [ احسان ]

سینه ام را چاک ها کردی به پیکان ستم

خوب کردی، کلبه تاریک ما روزن نداشت

 


برچسب‌ها: تک بیتی ناب
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۳ ] [ 22:33 ] [ احسان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

بین ِ مـن و تــو چیزی دیـوار نخواهد شد
گر فاصله هم افتد ، بسیار نخواهد شد
امکانات وب