مست
مست شد ،خواست که ساغر شکند، عهد شکست
فرق پیمانه و پیمان، زکجا داند مست؟
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 21:24 توسط احسان
|
من دلم مي خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام، گل بگو گل بشنو، هر كسی مي خواهد وارد خانه پرعشق و صفايم گردد يك سبد بوی گل سرخ به من هديه دهد. شرط وارد شدنش، شست و شوی دلهاست، شرط آن داشتن يك دل بی رنگ و رياست.