جگر سوخته
عندلیب و من و پروانه، نداریم نزاع
آخر این قوم جگر سوخته، یاران همیم
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 23:12 توسط احسان
|
عندلیب و من و پروانه، نداریم نزاع
آخر این قوم جگر سوخته، یاران همیم
من دلم مي خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام، گل بگو گل بشنو، هر كسی مي خواهد وارد خانه پرعشق و صفايم گردد يك سبد بوی گل سرخ به من هديه دهد. شرط وارد شدنش، شست و شوی دلهاست، شرط آن داشتن يك دل بی رنگ و رياست.