فراق
در فراق دوستان ، آخر ز ما چيزي نماند
هر كه رفت از هستي ما، پارهاي با خويش برد
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21:57 توسط احسان
|
در فراق دوستان ، آخر ز ما چيزي نماند
هر كه رفت از هستي ما، پارهاي با خويش برد
من دلم مي خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام، گل بگو گل بشنو، هر كسی مي خواهد وارد خانه پرعشق و صفايم گردد يك سبد بوی گل سرخ به من هديه دهد. شرط وارد شدنش، شست و شوی دلهاست، شرط آن داشتن يك دل بی رنگ و رياست.