طبیب
هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حبّ و دوا
من همگی درد شوم تا که به ایمان برسم
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 21:36 توسط احسان
|
هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حبّ و دوا
من همگی درد شوم تا که به ایمان برسم
من دلم مي خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام، گل بگو گل بشنو، هر كسی مي خواهد وارد خانه پرعشق و صفايم گردد يك سبد بوی گل سرخ به من هديه دهد. شرط وارد شدنش، شست و شوی دلهاست، شرط آن داشتن يك دل بی رنگ و رياست.